چهارشنبه یکم خرداد 1387
Mr. Mohammad ebrahimee ... رهایی محمد ابراهیمی
Mr. Mohammad ebrahimee judjment dept imprisonment for 13 years by karaj`s court and have spent 7 years of his noble life in satans`prison when he followed to build a center of (unification book) in karaj`s gohardasht according to unique and leader proffsor dr ebrahim mirzaee and trying in man`s unity
Up to now no one even codes from international organizations haven`t notice to him.
He went to public court till would say his reasoning and crimes that done on him and appear them to the people
Mohammad ebrahimee `s matter is every one`s matter
We are foreigner with comfort till the cruelty ,guile,violence ... bother the adam
The purpose is that adam lives rightly with dignity and in countinous of his way he`ll reach to anthropology then will achieve to the piety
آقای محمد ابراهیمی که به دنبال تاسیس مرکز (الکتاب توحید) در گوهردشت کرج به فرمان یگانه نجات دهنده و راهبر آقا پروفسور ابراهیم میرزایی و فعالیت در راه یگانگی انسانها توسط بیدادگاه انقلاب کرج به 13 سال حبس محکوم و اکنون در حدود 7 سال از عمر شریف خود را در زندان شیاطین قابیلیان می گذراند که تا کنون مجامع مدافع حقوق بشر و رسانه ها کمترین توجه را نسبت به وضعیت ایشان داشته اند.
آقاى محمد ابراهيمى بايد در يك دادگاه مردمى شركت كند. تا استدلالات خود را بيان و جناياتى كه نسبت به ايشان با ظلم و زور انجام شده است، براى مردم آشكار كند...
موضوع آقاى محمد ابراهيمى موضوع همهى انسانها است. و تا زمانيكه ظلم و بيرحمى و زور و زر و تزوير حاكميت بر شأن و شخصيت و مقام آدم دارد ما با آرامش بيگانهايم. هدف اين است كه آدم با شأن، راه و رسم زندگى را طى نمايد تا به خودشناسى رسد كه خودشناسى اندر مشاهدات و كشفيات خداشناسى است. آقاى محمد ابراهيمى و ياران آقاى محمد ابراهيمى و همهى انسانها كه در طول تاريخ در برابر زور و بربريت شيطانى ايستادند پيروز هستند
چهارشنبه یکم خرداد 1387
به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند.
آقای محمد ابراهیمی که به دنبال تاسیس مرکز (الکتاب توحید) در گوهردشت کرج به فرمان یگانه نجات دهنده و راهبر آقا پروفسور ابراهیم میرزایی و فعالیت در راه یگانگی انسانها توسط بیدادگاه انقلاب کرج به 13 سال حبس محکوم و اکنون در حدود 7 سال از عمر شریف خود را در زندان شیاطین قابیلیان می گذراند که تا کنون مجامع مدافع حقوق بشر و رسانه ها کمترین توجه را نسبت به وضعیت ایشان داشته اند.
به امید رهایی
همچنان که راهبرجان آقا پروفسور ابراهیم میرزایی میفرمایند :
سختی زمستان زندگی.بهار خود را در پیش دارد...

به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند.
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
رهایی محمد ابراهیمی رهایی همه انسانهاست
آقاى محمد ابراهيمى، يكى از اعضاء سازمان علمِ حق و عدالت و مسئول مركز الكتابِ توحيد مىباشند.
اين مركز در سال۱۳۸۰ با فرمان يگانه نجاتدهنده و راهبر آقا پروفسور ابراهيم ميرزايى در محل گوهردشت كرج برپا گرديد. يكى از انسانهائى كه وظيفه خود مىدانست از دين و فرهنگ ايران، برعليه اعمال ضدبشريت و غيرانسانى جنايتكاران سازماندهى شدهى آخوندهاى شيطان، دفاع كند، آقاى محمد ابراهيمى است. ايشان در سخنرانيها و بحثها و ... مشخص كردند كه معناى واژهى اصلِ دين چيست و دين ملت ايران فاصلهى بسيار با فكر آخوندهاى شيطان ايران دارد. و مشخص كردند كه اسلامِ رژيم سفاك و فريبكار و خودكامهى آخوندى با اسلامِ مردم ايران فرق مىكند.
مزدوران رژيم شيطانى پس از مدتى بدستور بيدادگاه انقلاب كرج با زور و ارعاب، مركز را پلمب نموده و مسئول مركز آقاى محمد ابراهيمى و تعدادى از همراهان ايشان را بازداشت كرده و در سلولهاى انفرادى زندان گوهردشت زندانى نمودند.
آقاى محمد ابراهيمى در مدت بازداشت بسختى زجر و شكنجه شدند و سپس در يك تئاترِ بيدادگاهى و فرمايشى و نمايشى به مدت ۱۳ سال به زندان محكوم شدند. ايشان بيش از پنج سال است كه در زندان بسر مىبرند و كنون در زندان اوين محكوميت خود را در سلول انفرادى سپرى مىنمايند.
در سال ۱۳۸۰ مزدورانِ آخوندهاى شيطان با زور و اعمال تروريستى به مركز الكتابِ توحيد محل فعاليت آقاى محمد ابراهيمى يورش برده و ايشان و چهار نفر از فعالين مركز را بازداشت و در سلولهاى انفرادى زندانى نمودند. صبح روز بعد به اعتراض بر اين اعمالِ جنايتكارانهى رژيم ايران، گروهى از همراهان مركز و مردم از سنين ۱۶ تا ٧٥ ساله كه اكثراً جوانان بودند با در دست گرفتن چندين پلاكادر با آرامش كامل در مقابل درب بيدادگاه كرج تحصن نموده و خواستار پاسخگوئى مسئولين در رابطه با بستن مركز الكتابِ توحيد و دستگيرى مسئولينِ آن شدند كه توسط مزدوران رژيم جنايتكار و فريبكار و خودكامهى آخوندى مورد بىاحترامى و تهديد قرار گرفتند و به زندان گوهردشت منتقل و بسيارى از اين افراد بيگناه زير شديدترين شكنجههاى غيرانسانى با اعمال ضد شأن و ضد همهى حقهاى انسانيت مورد تجاوز قرار گرفته كه گفتار درباره آن شرمآور و خجالتآور است.
آقاى محمد ابراهيمى كه به اتهام اقدام عليه اين رژيم غاصب تحت شديدترين فشارها و شكنجههاى جسمى و روحى قرار گرفته و به مدت سيزده سال محكوم به زندان شده است از سال ۱۳۸۰ تا كنون در سلولهاى انفرادى در زندانهاى گوهردشت كرج و اوين بسر مىبرند و در اين مدت سه بار در اثر فشارهاى واردهى اين خيانتكارانِ به انسانيت، دچار سكته شديد شدهاند تا حدى كه توانائى راه رفتن و ايستادن بر روى پا را نداشتند و يكطرف بدن ايشان بىحس شده بود.
همراهان در خصوص اين اعمال جنايتكارانه هزاران اطلاعيه به مردم، گروهها، سازمانها، رسانهها و مجامع حقوق بشرى و ... انتشار دادند. كه لازم به يادآورى است كه بسيارى از فعالان علمِ حق و عدالت در حين فعاليت دستگير و زندانى شدند و زير شديدترين زجر و شكنجه و آسيبهاى بدنى و شكنجههاى روانى قرار گرفتند.
به گواهى پزشكان زندان آقاى محمد ابراهيمى تحمل سپرى نمودن زندان در شرايط طاقتفرساى زندان گوهردشت با شرايط جسمى و روحى ايجاد شده در اثر شكنجههاى جنايتكاران را نداشتند. در پى اين گواهى مزدورانِ جنايتكار، آقاى ابراهيمى را با دستبند و پابند!! به پزشكى قانونى كرج و مطب پزشك متخصص بردند تا با فريبكارى و تزوير به اثبات برسانند كه وضعيت جسمى و روحى ايشان خوب است و بدينوسيله پوشش ديگرى بر اعمال جنايتكارانه خود بگذارند. در حاليكه پزشك متخصص نيز گواهى پزشك زندان مبنى بر ((عدم تحمل سپرى نمودن زندان)) را در خصوص همراه محمد ابراهيمى تأييد نمودند.
نكته مهم ديگر اينكه با اطلاع همراهان سازمان علمِ حق و عدالت به رسانهها و خبرنگاران يكى از خبرنگاران بمنظور انجام مصاحبه در مطب پزشك حضور يافتند كه در اثناى انجام مصاحبه توسط مزدوران رژيم جنايتكار مورد اهانت و بازداشت قرار گرفتند و مدتهاى مديدى در زندان نگهدارى و با قيد ضمانتهاى سنگين آزاد شدند.
۱ـ بازجوئيهاى شبانهروزى توسط چند بازجوى اطلاعات در حالت گرسنگى و تشنگى و ايجاد فشار روحى و عصبى كه منجر به اين ميشد كه متأسفانه قادر به شناختن افراد حتى خانواده خود نيز نبود.
۲ـ نگهداشتن ايشان بمدت طولانى از سال ۱۳۸۰ تا كنون در سلول انفرادى
۳ـ ترتيب دادن بارها و بارها اعدامهاى ساختگى و تهديد به پرتكردن از كوه و درههاى جاده كرج چالوس با بردن به آنجا به جهت اينكه ايشان را وادار به توبه و تعهد بر عدم فعاليت نمايند.
۴ـ تحميلات مختلف به خانواده ايشان و بازجوئىهاى طولانى توسط چند بازجو و ترساندن و تهديد و استهزاء آنان كه بدينوسيله آقاى محمد ابراهيمى را تحت فشار خانوادگى قرار دهند.
۵ـ واداركردن به اينكه بايد با همراهان مركز صحبت كنى و آنها را از ادامهى مبارزه بازدارى و اينكه بطور مستمر توسط بازجوها اخبار دروغ و بهتان در خصوص همراهان سازمان علمِ حق و عدالت را به آقاى ابراهيمى ميرسانند كه سعى بر ايجاد تفرقه نمايند كه اين باعث فشار روحى شديد ايشان مىشد.
۶ـ تخريب روحيهى ايشان در اثر بيان مكرر اتهامات به كفر و ارتداد و مفسد فىالارض و تمامى اتهاماتى كه در قانون آخوندهاى شيطان ايران حكم اعدام بر آنها شامل مىشود.
۷ـ در جلسات بيدادگاه، ايشان را با دستبند و پابند (با غل و زنجير مانند قاتلين خطرناك) حاضر مىكردند. و به ايشان و خانواده القاء مىكردند كه وضعيت ايشان بسيار خطرناك است و هر لحظه در تهديد اعدام قرار دارد.
۸ـ عدم اجازه به وكالت براى آقاى ابراهيمى كه چنان وكيلها را بترسانند و به آنها توهين كنند كه كسى جرأت قبول وكالت يا ادامه پيگيرى را ننمايد.
۹ـ تحريك زندانيان اعدامى از سوى رژيم تروريستى بر عليه آقاى ابراهيمى، براى توهين و تحقير و تهديد در بين جمع و جوسازى در بندهاى مختلف زندان و حتى حمله به ايشان (در مدت كوتاهى كه عمداً ايشان را در بين قاتلين و قاچاقچيان قرار داده بودند).
۱۰ـ ...
آيا نبايد به پشتيبانى از هدفِ آقاى محمد ابراهيمى كه همان اجراى حق و عدالت است، بپاخيزيم؟
در اينجا ما ضرورت آزادى آقاى محمد ابراهيمى كه بيگناه زندانى شدهاند، تأكيد مىكنيم. براى رهايى ايشان و همه زندانيان بيگناه از چنگال مزدوران آخوندهاى شيطان اقدامات فورى هموطنان در يك قيام وحدت با هر عقيده و گروهى از لازمات است.
موضوع آقاى محمد ابراهيمى نمونهى زندگى بسيار آدمهائى است كه در روى اين زمين زندگى مىكنند. آقاى ابراهيمى زندانى مىشود، با برخوردِ ضدشأن شكنجه داده مىشود، بمدت طولانى در سلول انفرادى نگهدارى مىشود و توسط چند بازجوى اطلاعات تحت فشارهاى روحى و جسمى قرار مىگيرد، به ايشان داروهاى ناشناخته داده مىشود كه هيچكس نمىداند كه اين داروها چه تأثيرى براى ايشان دارد. آقاى ابراهيمى سرپرست يك خانواده و تأمينكنندهى زندگى مادى اين خانواده بود. پدر، پسر و شوهر از اين خانواده گرفته شد و اين خانواده را در ترس و وحشت قراردادهاند. نتيجهى شكنجه بدنى و روانى كه نسبت به آقاى ابراهيمى اِعمال شد، چند بار سكته نمود و اينطور معلوم است كه سلامت ايشان ديگر قابل تنظيم نيست. اين موضوع مصيبتبار و رنجآور و تجاوز به حق انسانيت، بايد پايان خود را طى كند. چگونه ميتوان حق از دست رفته ايشان كه نمونهاى از انسانهاى اين سرزمين است به ايشان بازگرداند؟ بويژه با اين همه تجربيات و امكاناتى كه ما بعنوان آدم داريم و نياكان ما براى ما بوجود آوردند كه ما نسبت به آن وظيفه داريم. و غيرقابلقبول است كه دوباره زمان بگذاريم و با طولانىكردن موضوعات، زندگى آدم را قربانى كنيم. حال چگونه مىتوانيم به خود جواب بدهيم كه در برابر موضوعاتى كه روزبهروز مىبينيم برآقاى محمد ابراهيمى بايد در يك دادگاه مردمى شركت كند. تا استدلالات خود را بيان و جناياتى كه نسبت به ايشان با ظلم و زور انجام شده است، براى مردم آشكار كند...
موضوع آقاى محمد ابراهيمى موضوع همهى انسانها است. و تا زمانيكه ظلم و بيرحمى و زور و زر و تزوير حاكميت بر شأن و شخصيت و مقام آدم دارد ما با آرامش بيگانهايم. هدف اين است كه آدم با شأن، راه و رسم زندگى را طى نمايد تا به خودشناسى رسد كه خودشناسى اندر مشاهدات و كشفيات خداشناسى است. آقاى محمد ابراهيمى و ياران آقاى محمد ابراهيمى و همهى انسانها كه در طول تاريخ در برابر زور و بربريت شيطانى ايستادند پيروز هستند.
نمىخيزيم؟ اكنون سازمان علمِ حق و عدالت اعلام مىدارد:
آقاى محمد ابراهيمى بايد در يك دادگاه مردمى شركت كند. تا استدلالات خود را بيان و جناياتى كه نسبت به ايشان با ظلم و زور انجام شده است، براى مردم آشكار كند...
موضوع آقاى محمد ابراهيمى موضوع همهى انسانها است. و تا زمانيكه ظلم و بيرحمى و زور و زر و تزوير حاكميت بر شأن و شخصيت و مقام آدم دارد ما با آرامش بيگانهايم. هدف اين است كه آدم با شأن، راه و رسم زندگى را طى نمايد تا به خودشناسى رسد كه خودشناسى اندر مشاهدات و كشفيات خداشناسى است. آقاى محمد ابراهيمى و ياران آقاى محمد ابراهيمى و همهى انسانها كه در طول تاريخ در برابر زور و بربريت شيطانى ايستادند پيروز هستند.



